متاسفانه لینکهای خیلی از دوستان پاک شده
دوستان اگر اومدید ولینکتون را ندیدید حتما اطلاع بدید
نوشته شده توسط انسان در جمعه 23 دی1390 ساعت 11:28 موضوع | لینک ثابت
حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
نوشته شده توسط انسان در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 2:18 موضوع | لینک ثابت
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی
غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند بخشیدن
عشقشان را معنا می کنند.برخی«دادن گل و هدیه» و «حرف های دلش را
راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند،«با هم بودن در تحمل
رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز
عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:
نوشته شده توسط انسان در شنبه 6 اسفند1390 ساعت 0:8 موضوع | لینک ثابت
جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان
به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و
پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او
را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار
ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی
حرف های مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی
توانست به دوستش برسد،
نوشته شده توسط انسان در یکشنبه 23 بهمن1390 ساعت 1:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

(هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند ,
اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند.)
دست نصرت خدا با ماست و كدام دست از یدالله بالاتر؟
اگه نظر خصوصی نگذارید خیلی خوب میشه
با بحث کردن در مورد مسائل اجتماعی و....... به شدت موافقم
اگه دوست دارید منم مطالبتون را بخونم حتما اطلاع بدید
معمولا آخر هفته ها هستم
پنجشنبه ها یا جمعه ها آپم
همش که نباید بیام بگم خودتون بیاید
فهرست اصلی
دوستان
از سوی مهربانی............
راس ساعت ظهور
نوشته های در به در
زمزمه هاي دلتنگي
خط شکن
قطب نما
شور افکن
خورشیدبی نشان
لبخند خدا.....
حرف هایی از جنس بارون
یاد من باش
یادداشت های یک پسرشکلاتی
دلداده کوی حسین
مردان جزیره
رنگِ بی رنگی...
لبخند خدا
▌▌ يك پسره Best▌▌
فرشته سکوت
شاید شب
دلتنگ
کتونی 4
ღღتفریحیღღ
پارازیت 2
در حسرت عشق خدا
چشم های منتظـــــــــــــــــر
این نیز بگذرد[ راحله ]
شکستم و دویدم و فتادم
جايي براي دلتنگي
ضد پسر
سپيدبرفي
اشاره نشانه ها
شــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــع
خاطرات تلخ(رضا)
زن امروز ، حقوق و تکالیف
بهانه
بصير
باراز سلام
شب پائیز
زندگی سیبی است,گاز باید زد با پوست...
نیلوفرانـــــــــــــــه
عشق خدا
نوشته های پیشین
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
طراح قالب
POWERED BY